فرارسیدن نوروز باستانی بر اهالی شعور و آگاهی ،همشهریان فرهیخته و مخاطبان گرامی مبارک باد.

آداب و رسوم و خرافات مردم شهرستان بافت

فرستادن به ایمیل نمایش دکمه چاپ مشاهده در قالب PDF
(2 امتیاز)

 آداب ، رسوم و  خرافات و عقیده های  معقول و نا معقول  مردم  شهرستان بافت در گذر ایام 

زندگی همه انسان ها بر پایه آداب و رسوم و فرهنگ آن جامعه بنا شده است ، بعضی از این آداب و رسوم به عنوان فرهنگ و هویت ما محسوب می شود و برخی دیگر خرافات و اعتقادات بی ارزشی است که خوشبختانه در گذر ایام رنگ باخته اند واز بین رفته اند و برخی از آنها هنوز باقی مانده اند .

قیچی را به هم نزن ، دعوا می شود ،  شب سوت نزن ، جن ها جمع می شوند ، شب تو اینه نگاه نکن ، دیوانه می شوی و...

این جملات امری و دستوری که بوی خرافات و عقیده های نامعقول و بی اساس از آن هویداست ، بخشی از باورها و خرافه های  مردم شهرستان بافت در سال های دور و نزدیک است که در این نوشته در حد بضاعتم به آن می پردازم .

این خرافات و عقیده های نامعقول گاه ناشی از فشارها و باورهای اجتماعی بود  و گاه برآمده از باورها و وسواس های شخصی که فرد به آن اعتقاد داشت .

البته گاه می شد که در عمق بعضی از این باورها و اعتقادات یک تجربه علمی ، پزشکی یا اجتماعی نهفته بود که به مرور به یک باور و وسواس اجتماعی تبدیل شده بود ، به عنوان مثال : عسل و خیار ، کفن را بیار  که مردم به آن اعتقاد داشتند از ناسازگاری عسل و خیار  و دل دردی که سراغ آدمی می آید ، هشدار می داد  ، یا نحسی روز سیزده که  با توجه به هجوم مردم به طبیعت  و  اتفاقاتی که برآمده از شلوغی این روز بطور طبیعی پیش می آمد به یک باور اجتماعی تبدیل شده است که مردم در این روز حساس تر و مضطرب تر باشند.

هدف من از نوشتن این  مطلب تحقیق و جستجو در چگونگی بوجود آمدن این باورها نیست بلکه هدف اصلی من جمع آوری این باورها و اعتقادات و ثبت آنهاست که با کمک مخاطبانم  دنبال آنها هستم.

قیچی را به هم نزن ، دعوا می شود

پوست سیر را در هوا پخش نکن ، دعوا می شود

با آتش بازی نکن ، شب ادرار می کنی

دست هایت را زیز بغل نزن ، شگون ندارد

انگشتان دستانت را نشکن ، بند انگشتانت کج می شود

مغز کله پاچه نخور ، شب خواب بد می بینی ، یا  می ترسی

عسل و خیار کفن را بیار

اگر در مسافرت روباه می دیدی ، خوش یمن بود

اگر در شروع مسافرت سید از جلو راهت سبز می شد ، بدل می گرفتند و باید پولی نذر می کردند

اگر کفش هایت سوار هم می شدند ، سفری در راه بود

اگر قسمت باز کفش هایت رو به تو قرار می گرفت ، بد یمن بود و باید کفش ها  را درست می کردی

شب جوراب را بالای سرت نگذار ، خواب بد می بینی

اینقدر ته دیگ نخور ، در شب عروسیت باران می بارد

اگر خس و خاشاکی بر روی مژه ات می نشست ، سوغات نصیبت می شد

اگر در خواب دندانت می افتاد ، کسی از بین می رفت

اگر مار در خواب می دیدی ، پول گیرت می آمد

اگر در خواب مرده را خواب می دیدی ، عمرت اضافه می شد

اگر در خواب خون می دیدی ، خوابت باطل بود

خواب زن چپ می زنه

اگر از حلوای  عزای آدم پیر می خوردی ، عمرت اضافه می شد

اگر پیشانیت بلند بود ، دولت دار می شدی

اگر پیشانیت کوتاه بود ، علامت تنگدستی بود

اگر کف پایت می خارید ، راهی در پیش داشتی

اگر کف دستت می خارید ، پول گیرت می آمد

شب در آینه نگاه نکن ، دیوانه می شوی

شب سوت نزن ، جن ها جمع می شوند

شب ناخن هایت را کوتاه نکن ، شگون ندارد

ناخن های کوتاه شده ات را روی زمین نریز ، فقر می آورد

دم زرده جارو نکن ، شگون ندارد

پشت سر کسی جارو نکن ، بر نمی گردد

آب روی گربه نریز ، دستانت زگیل ( آبله) می زند

اگر لکه روی صورت زن حامله باشد، بچه اش دختر می باشد

اگر زن حامله سیب بخورد بچه اش خوشگل می شود

اگر زن حامله ویارش به ترشی باشد ، بچه اش دختر است

به زن حامله از غذای خوشبویت بده ؛ مبادا چشمان بچه اش زاغ شود

اگر آفتاب باشد و باران ببارد ، گرگ ها در حال زائیدن هستند

نان نعمت خداست ، اگر روی زمین افتاد ، آنرا بردار و در شکاف دیوار بگذار و گرنه قحطی می آید

آخر خنده گریه است

اگر دود بطرف کسی رفت ، پولدار است

اگر عطسه زد ، صبر کن

چاقو را در شب عید قربان برای کشتن قربانی در حلق درخت بگذار

فرزندت را از کسی که چشمان شور دارد و نظر می زند ، پنهان کن

برای رفع بیماری و چشم زخم ، اسپند و کندرک دود کن

اگر می خواهی بختت باز شود ، به جای عروس بنشین

alt

 

 

افزودن نظر


طراحی و توسعه شرکت رایان اندیش کرمان | تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به حمید هرندی می باشد